X
تبلیغات
آه خدایا
آه خدایا

خدایا چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم

 

 

 

برمیگردم

نوشته شده در سه شنبه 30 فروردین1390ساعت 9:55 قبل از ظهر توسط آه خدایا| |

 

پروردگارا

 

مرا بينشي عطا فرما تا تو را بشناسم

 

و دانش عطا فرما تا خود را بشناسم

 

مرا صحتي عطا فرما تا از كار لذت ببرم

 

و ثروتي عطا فرما تا محتاج نباشم

 

مرا نيرويي عطا فرما تا در نبرد زندگي فائق شوم

 

و همتي عطا فرما تا گناه نكنيم

 

مرا صبري عطا فرما تا سختي ها رو تحمل كنم

 

و طبعي عطا فرما كه با مردم بسازم

 

مرا بزرگواري عطا فرما كه با دشمنم مدارا كنم

 

و بينشي عطا فرما تا زيباييهاي جهان را ببينم

 

مرا عشقي عطا فرما تا تو و همه را دوست بدارم

 

و سعادتي عطا فرما تا خدمتگذار ديگران باشم

 

مرا ايماني عطا فرما تا اوامرت را اطاعت كنم

 

و اميدي عطا فرما تا از ترس و اضطراب بر كنار باشم

 

مرا عقلي عطا فرما تا از خود نگويم

 

و معنويتي عطا فرما تا زندگي معني داشته باشد

 

.................آه خدايا ................

 

سوال ؟

 

گروهي خدا را از روي ترس عبادت ميكنند كه اين عبادت بردگان است

 

گروهي خدا را به اميد بخشش پرستش ميكنند كه اين پرستش بازرگانان است

 

گروهي خدا را از روي سپاسگذاري ميپرستند كه اين پرستش آزادگان است

 

شما جزء كدامين هستين؟

 

نوشته شده در سه شنبه 30 فروردین1390ساعت 9:51 قبل از ظهر توسط آه خدایا| |
 

سلام دوستان

 

با تبريك سال نو و بهترين آرزوها براي شما دوستان عزيز

 

 اميد وارم سالي خوب تواًم با موفقيت و سلامتي روز

 

افزون را پيش رو داشته باشين

 

و اين نيايش رو انتخاب كردم چون ميدونم كه حرف دل همتون هستش

 

 پروردگارا

 

به من آرامش ده

                                                                                     

تا بپذيرم آنچه را كه نميتوانم تغيير دهم

 

دليري ده

 

تا تغيير دهم آن چه را كه ميتوانم تغيير دهم

 

بينش ده

 

تا تفاوت اين دو را بدانم

 

مرا فهم ده

 

تا متوقع نباشم ،دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار كنند

 

  

جبران خليل جبران

 

 

آه خدايا ااااااا......

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 5 فروردین1389ساعت 10:36 بعد از ظهر توسط آه خدایا| |

خداوند روزى که آسمانها و زمین را آفرید،

 

 صد رحمت بیافرید که هر یک از آنها میان زمین و

 

 آسمان را پر مىکند و یکى را در زمین قرار

 

 

داد که بوسیله آن مادر به فرزند محبت مىکند و

 

 حیوانات وحشى و پرندگان به یکدیگر مأنوسند و نودونه

 

رحمت را نگه داشته و همین که

 

 روز قیامت شود این یک رحمت را نیز بر آن مىافزاید.

 

خدایا روزى کن مرا محبّت خودت و محبّت دوستدارانت

 

را و محبّت آنچه مرا به تو

 

 نزدیک مىکند و .محبّت خودت را نزد من از آب خنک محبوبتر گردان

 

اي ايزد يكتا راه نجاتم را من از تو مي خواهم؛

 

 راه نكو بودن ، در اين غريب آباد با آبرو بودن ،

 

در اين خراب آباد من از توسلامتی مي خواهم

 

. من از تو مي خواهم ، راهي نشانم ده تا بهترين باشم.

 

تا پاسخي زيبا ، بهر پدر باشم؛ لبخند زيبايي روي لب مادر.

 

 من بهترين باشم ، من

 

 برترين باشم.

 

اي خداي بزرگ ،

 

آنقدر به ما عظمت روح و تقوا عطا كن

 

كه همه وجود خود را با عشق و رغبت قرباني حق كنيم

 

 خدايا

 

آنچنان تار و پود وجود ما را به عشق خود عجين كن

 

كه در وجودت محو شويم

 

خدايا

 

ما را از گرداب خودخواهي و از گردباد هوا و هوس نجات ده

 

و به ما قدرت ايثار عطا كن

 

 

خدايا

 

در اين لحظات سخت امتحان ،

 

نور ايمان را بر قلب ما بتابان و ما را از لغزش نگاه دار

 

خدايا

 

ما را قدرت ده كه طاغوت خودپرستي را به زيرپا افكنيم

 

و حق و حقيقت را فداي منفعت هاي شخصي نكنيم

 

خداوندا 

 

 مرا انسانی بساز که ترا بشناسد و خودرا بشناسد.

 

 مرا چندان قوی گردان که به گاه ناتوانی از سستی خود آگاه گردم.

 

 چنان جسور و با شهامتم کن که بهنگام وحشت

 

 جرات مقابله بــا خويشتن را داشته باشم.

 

 مرا انسانی بساز که بهنگام شکست شرافتمندانه درخوداحساس کبر

 

 و غرورکنم و به گاه پيروزی فروتن ونجيب باشم.

 

 مرا انسانی بساز که از ناملايمات زندگی روی بر نتابم .

 

 به هنگامی که بايد سينه سپر کنم پشت بر نگردانم.

 

 مرا به جاده آسايش راهنمايی نکن بلکه

 

 به راهی سخت و دشوار مرا

 

 مورد آزمون خود قرار بده تا باناملايمات دست به مبارزه بزنم و

 

 سربلند بيرون آيم.

 

 مرا انسانی قرار بده که دلش روشن و صاف و هدف زندگيش

 

 عالی باشد .پيش از اينکه در انديشه فرمانروايی بر ديگران باشد

 

 بر خويشتن حکومت کنم

 

مرا انسانی بساز که خنديدن را بياموزد اما گريستن

 

 رانيزهرگز از خاطر نبرد.

 

  انسانی که گام درآينده بگذارد ولی گذشته

 

 را نيز هرگز فراموش نکند.

 

 واز همه مهمتر در مقابل چشمان جادويی و افسونگر

 

 هيچ کس تسليم نشودو

 

 مسحور نگردد.

 

خدايا من تاب تحمل ندارم مرا به حال خود وامگذار

 

اي مهربانترین مهربانان و ای بهترین تکیه گاه و پناه امید واران

 

نوشته شده در یکشنبه 9 اسفند1388ساعت 0:22 قبل از ظهر توسط آه خدایا| |
 

     هركس مرا طلب كند ،مرا مي يابد .

 

هر كس مرا ياف ،مرا ميشناسد.و هر كس مرا شناخت مرا دوست

 

 

دارد و هر كس مرا دوست داشت،عاشق من ميشود

 

 و هر كس عاشق من شد،من عاشق او ميشوم

 

و هر كس من عاشقش بشوم،او را ميكشم و كسيكه او را بكشم ،

 

بر من ديه اش واجب و كسيكه ديه

 

 اش بر من واجب شد ،پس خودم خون بهاي او ميشوم

 

(حديث قدسي )

 

سلام خدا

 

بازم اين بنده نا سپاس اومد

 

اين بنده شرمگين اومد پيش خودت

 

چون كسي به غير از خودت نميتونه كاري براش بكنه

 

خدايا ميدونم ازم دلخوري

 

ميدونم همش ميگي كه كه اين بنده من همش موقع گرفتاري مياد پيش من

 

قبول دارم

 

قبول دارم كه اونجور كه بايد باشم نيستم

 

قبول دارم كه بندگيتو نكردم

 

قبول دارم كه.....

 

اما خدايا چيكار كنم

 

من كه به جز خودت كسي رو ندارم كه برم پيشش

 

خدايا ديگه حرفي برا گفتن ندارم

 

يعني نميتونم بگم

 

با چه رويي بگم

 

تو كه از همه چيم خبر داري پس همان كن كن كه خودت دوست ميداري

 

خدايا به من توفيق تلاش در هنگام شكست

 

صبر در نا اميدي

 

رفتن بي همراه

 

كار بي پاداش

 

و عظمت بي نام و ايمان بي ريا عطا كن

 

آه خدايا

 

 

نوشته شده در جمعه 2 بهمن1388ساعت 4:35 بعد از ظهر توسط آه خدایا| |

 

حمد و سپاس خدايي را كه شايسته ستايش است

 

اي خداي بزرگ ،

 

آنقدر به ما عظمت روح و تقوا عطا كن

 

.كه همه وجود خود را با عشق و رغبت قرباني حق كنيم

 

خدايا

آنچنان تار و پود وجود ما را به عشق خود عجين كن

 

.كه در وجودت محو شويم

 

خدايا

 

ما را از گرداب خودخواهي و از گردباد هوا و هوس نجات ده

 

.و به ما قدرت ايثار عطا كن

 

خدايا

 

در اين لحظات سخت امتحان ،

 

. نور ايمان را بر قلب ما بتابان و ما را از لغزش نگاه دار

 

خدايا

 

ما را قدرت ده كه طاغوت خودپرستي را به زيرپا افكنيم

 

و حق و حقيقت را فداي منفعت هاي شخصي نكنيم

 

آموختم که یک انسانم ، اشرف مخلوقات

 

مایه مباهات خداوند بر فرشتگانش.

 

چرا باید به بهترینمان بگویند مثل فرشته !

 

چرا به این فرشته هایی که بر خلقت بی مانند ما سجده

 

کرده اند حسرت می بریم و غبطه می خوریم

 

خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در کشمکشهای پوچ مدفون نشوم

 

خدایا من کوچکم ضعیفم ناچیزم پرکاهی در مقابل توفان ها هستم

 

به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و

 

عظمت و جلال تو را به راستی بفهمم و به درستی تدبیر کنم.

 

آه خدايااااااا...............................................

 

(سلام دوستان . ببخشيد كه اين پستم تكراري شد ولي به درخواست

 

چند تن از دوستان دوباره اين پست رو با مقداري

 

تغيير تو وب قرار دادم )

 

نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت 1:5 قبل از ظهر توسط آه خدایا| |

خدایا...


چگونه سر بالا بگیرم و به درگاهت بیایم و بگویم :

الهی العفو ... که عفو و بخششت را می

طلبم اما باز هم جلوی نفسم را نمی گیرم ؟

چگونه شرمسارت نباشم در حالیکه هر چه جور و

جفا از من می بینی باز هم رشته ی مهر و

دوستی ات را نمی گسلی و رهایم نمی کنی؟

چگونه ادعای بندگی کنم در حالیکه خود می دانم

عبد تو نبودم و بنده ی نفس بودم؟

اما مهربان خالقم!

تنها چیزی که می توانم بگویم این است که با همه

ی شرمندگی هایم ادعا می کنم که بنده ی تو هستم


و تنها کلامی برایت بگویم که نکند عمر به سر آید و

این کلام را نگفته باشم

خدایا! ساده بگویم ... دوستت دارم

خدايا قلبم تشنه نور و عشق توست

هر روز به افكار و آرزوهايم بيا

به روياهايم، در خنده هايم و اشكهايم

 از سر رحمتت در فراموشي هايم پديدار شو

به عبادتم،به كار،زندگي و مرگم بيا

 خدايا .ياريم كن تا به اين مقام برسم كه

احساس كنم كه كسي از من غنيتر نيست

زيرا از عشق و شادي برخوردارم

ياريم كن تا به اين مقام برسم كه

فقط تو را داشته باشم و لطف و عشق تو مرا لبريز كند

به اين مقام برسم كه بگويم .

بيا فقر، بيا درد

 وقتي كه خدا شهريار قلب من است

 هيچ گزندي به من نميرسد

همه چيز ميگذرد

مانند رويا مي آيند و مي روند

من در شادي بي مرگي هستم و ترسي ندارم

زيرا كه او در من ساكن است

و سايه جاودانه او بر روح من حكمفرماست

و اینک دستم را بر آستانت بلند می کنم که

دستگیرم باشی

تو همانی که من می خواهم . پس مرا همان کن

که تو می خواهی

آه خدايا......

 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه 17 مهر1388ساعت 2:55 بعد از ظهر توسط آه خدایا| |

سلام خدايا

خدايا اين ماه عزيز هم تموم شد

وقتي كه ميخواست شروع بشه خوشحال بودم چون فكر ميكردم

 ميتونم بهت نزديك بشم

ولي.......

خدايا اگه رو سياهم . رو سفيدم تو هستي

اگه بي پناهم . تنها پناهم تو هستي

خدايا همه از كثرت گناه شرمسارن ولي من از كثرت توبه هم خجالت ميكشم

هي توبه كردم و هي شكستم

خدايا تو آغوشتو بروم باز كردي و گفتي بيا ولي من به دنبال شيطان و

 هواي نفس رفتم

خدايا هر چي از طرف تو اومد عفو و رحمت بود ولي هر چي از طرف من

جز گناه و معصيت نيست

خدایا چنان نزدیكی كه نمی توانم ببینمت


صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید ،


اما من آن را نمی شنوم

.
مرا به اعماق درونم ببر


تا شكوه بی پرده جمال تو را بشنوم


مرا بیاموز که پیوسته تو را بجویم


و همواره به عنوان یگانه پناه گاهم به تو رو كنم


نه رنگی به رویم نه عطری به مویم، همه گرد گل بودم و خار چیدم

تو بیدار و من خفته در خواب غفلت،تو هشدار دادی و من آرمیدم

خدايا تو هميشه ناز مرا ميكشيدي . ولي من از جهل و ناداني قهر تو رو ميخرم

ولي خدايا .تو خدايي . تو رحماني . تو رحيمي . تو كريمي.

بيا بر گناهانم خط بكش .و مرا ببخش كه به آخر خط رسيده ام

يا پوشاننده ي گناهان بندگان

آه خدايا..........

نوشته شده در پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط آه خدایا| |
خدایا

مگذار، برای پناه از خطر دعا کنم .


بگذار، در مقابل خطر، بی ترس وبیم باشم !


مگذار، چاره های رنج را جستجو کنم .


بگذار، دلی تمنا کنم که بر رنج فائق بیابد !


مگذار، که در رزمگاه زندگی هم ڀیمان ها را به طلبم .


بگذار، بر نیروی خویش متکی باشم !


مگذار، که در اضطراب ترسناک ، نجات را آرزو کنم


بگذار، تمنای تحمل و حصول آزادی را داشته باشم !


مگذار، بزدل بوده برکت تو را فقط در کامروایی بدانم .


بگذار، احساس دست رحیمت را در نا کامی ها نیز درک

کنم ...

(با تشکر از دوست خوبم جناب آقای رضایی که این نیایش زیبا

رو در اختیار من گذاشتن و امیدوارم که خدا بگیرد از او هر آنچه که او

 رااز خدا میگیرد و عطا کند به او هر آنچه را که خود صلاح میداند )

 

نوشته شده در جمعه 13 شهریور1388ساعت 5:25 بعد از ظهر توسط آه خدایا| |


سلام خدا

بازم اين بنده ناسپاس اومد چون جز تو كسي نيست كه بتونم راحت باهاش حرف بزنم

خدا يا ديگه خيلي خسته شد م ......

خدايا خيلي داغونم ...

خدايا . اي خدايي كه كه به حرف همه گوش ميكني

اي خدايي كه بي منت اين همه لطف كردي به من

خدايا دوباره كاروان عمرم رسيد به اين ماه عزيز (رمضان)

خدايا :به ما توفيق درك بده تا بتونيم عظمت اين ماه رو درك كنيم

خدايا يازده ماه غيبت . يازده ماه غفلت . يازده ماه گناه

خدايا اگه سر به زيرم چون شرمنده ام .

خدايا خيلي بي كسم . كسم باش

خدايا خيلي بي پناهم . پناهم باش

خدايا از پرونده ام خبر داري . هر ورقش پر از جرم و گناه هستش

خدايا :يازده ماه دوري از تو ولي تو باز بر من منت گذاشتي

اي كسي كه حتي شيطان هم از رحمت و مغفرتش نا اميد نيست

ما را درياب كه شايد اين عمر به سال ديگري نرسد

آه خدايا.................................

نوشته شده در جمعه 6 شهریور1388ساعت 3:29 بعد از ظهر توسط آه خدایا| |
 

خدايا :مي دانم كه اسلام پيامبر تو با *نه* آغاز شد و تشيع تو نيز با *نه* آغاز شد

 (نه اي كه علي درشوراي عمر درپاسخ عبدالرحمن گفت).

 مرا اي فرستنده ي محمد و اي دوستدار علي به *اسلام آري*و به* تشيع آري* كافر گردان .

 خدايا مسئوليتهاي شيعه بودن را كه علي وار بودن و علي وار زيستن و علي وار مردن است و

علي وار پرستيدن و علي وار انديشيدن و علي وار جهاد كردن و علي وار كار كردن و علي وار سخن

    گفتن  و علي  وار سكوت كردن است تا آنجاكه در توان اين بنده ناتوان علي است همواره

مرا يادم آر.

      خداوندا:اينها علي را تال خدا بالا ميبرند و آنگاه او را در سطح كسي كه از ترس

 به خلاف شرع راي ميدهد و با خائن بيعت ميكند پايين مي آورند !

   تسبيح گوي ولايت جورند و رجز خوان كه :نعمت ولايت علي داريم

 خدايا :*اخلاص**اخلاص**اخلاص*

 خدايا:در روح من اختلاف در انسانيت را با اختلاف در فكر و اختلاف در رابطه با هم نياميز .

 آنچنان كه نتوانم اين سه اقنام جدا از هم را باز شناسم

   خدايا:مرا به خاطر حسد كينه و غرور عمله ي آماتور ظلمه مگردان

 خدايا:خود خواهي را چنان در من بكش يا چندان بركش تا خود خواهي ديگران

را احساس نكنم و ار آن در رنج نباشم

 خدايا:مرا در ايمان *اطاعت مطلق* بخش تا در جهان عصيان مطلق باشم

 خدايا:مرا به ابتذال آرامش و خوشبختي مكشان

 اضطرابهاي بزرگ .غمهاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا كن

 خدايا:انديشه و احساس مرا در سطحي پايين مياور كه زرنگي هاي حقير و پستي هاي

نكبت بار و پليد شبه آدمكهاي اندك را متوجه شوم

   خدايا:آتش مقدس شك را چنان در من بيفروز تا همه يقين هايي را كه در من نقش كرده اند

بسوزد و آنگاه از پس توده اين خاكستر،لبخند مهر آور بر لبهاي صبح يقيني

شسته از غبار طلوع كند

ادامه دارد.................

 

                                                                                                          دكتر علي شريعتي

 

نوشته شده در جمعه 23 مرداد1388ساعت 8:43 بعد از ظهر توسط آه خدایا| |

 

بار خدايا تو را سپاس بر سلامتي بدنم كه پيش ازاين در آن به سر مي بردم

 

 و تو را سپاس بر بيماري كه اينك در بدنم پديد آورده اي

 

پس نميدانم،اي خداي من ، كداميك از اين دو حالت (تندرستي و بيماري)

 

به سپاسگذاري تو شايسته تر و كداميك از اين دوهنگام براي ستايش تو سزاوارتر است؟

 

آيا هنگام تندرستي كه در آن روزيهاي پاكيزه ات را به من گوارا ساخته،

 

و براي درخواست خشنودي و احسانت شادماني بخشيده

 

و با آن بر طاعت خويش توفيقم داده توانايم كرده بودي؟

 

يا هنگام بيماري كه مرا با آن (از گناهان)رهانيدي

 

و هنگام نعمتها(دردهايي)كه آنها را به من ارمغان دادي،

 

تا گناهاني كه پشت مرا سنگين كرده سبك نمايد،

 

و از بديهايي كه در آن فرو رفته ام پاكم سازد،

 

بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ،و آنچه برايم پسنديده اي محبوب من گردان

 

و آنچه كه بر من فرود آورده اي برايم آسان فرما ،

 

و مرا از چركي كردارهاي پيش از اينم پاك كن و اعمال بد پيش از اينم را نابود ساز

 

و شيريني تندرستي را برايم پديد آور،و گوارايي سلامتي را بمن بچشان ،

 

و بيرون شدن از بيماريم را به عفو و بخششت و بازگشت

 

 از در افتادنم را بگذشتت و رهائي از اندوهم را برحمتت

 

 و تندرستي (و خلاصي)مرا از اين سختي (و گرفتاري )را بگشايشت قرار ده

 

 زيرا توئي كه بي استحقاق ،احسان ميكني و نعمت بزرگ ميبخشي ،

 

 و توئي بسيار بخشنده ستوده شده و توئي داراي عظمت و بزرگي

 

 (دوستان به خواست يكي از دوستان كه گفته بود در نوشته بعدي از همه خواهش كن كه

  براي سلامتي همه بيماران دعا كنند اين دعا رو انتخاب كردم و خواهش ميكنم كه هر چند

كوتاه براي  بيماران دعا كنيم اين تنها كاري هستش كه از دستمون بر مياد(دوست من

 (  تقي  )را هم  كه از ناحيه ي نخاع آسيب ديده رو هم فراموش نكنيد))

 

نوشته شده در چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 8:44 بعد از ظهر توسط آه خدایا| |