آه خدایا

خدایا چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم

 

سلام مولای مهربان


جانم به قربان نگاه منتظرت که چشم به راه عاشقی دل خسته ای تا بیاید


و برایت به نامت کمی از عشق بگوید


خودم مینویسم


خودم برایت با عشق نامه ها مینویسم در غیبتت


تا اهل زمین بدانند


من جز به عشق مهدی نفس هم نخواهم کشید


مولا جان


برایت از عشق مینویسم


از همان اشتیاقی که در عمق نگاه آسمانیت برای ظهور داری


از عشق مینویسم


از همان بارانی که سحر گاه آدینه ها از گوشه چشمان مهربانت برا عبای آسمانیت میچکد


از عشق مینویسم


مولای من


از همان عشقی که شبهای جمعه مرا پا به پای

 

امن یجیب های عاشقانه ات در مسجد کوفه بیدار نگه میدارد


از عشق مینویسم


عشق من


از همان عشقی که نیمه شبهای زمین بر اهل زمین هدیه میکنی


تا کمی آرام بگیرند و آسوده بخوابند


از همان عشقی مینویسم که


هزاران سال است تورا برای من در زمین چشم انتظار

 

نگه داشته تا من به آستان نگاه آسمانی برسم


و مهدوی شناسی بیاموزم


از چه بنویسم از همان عشقی مینویسم که در واژه واژه نام مبارکت نهفته است که


مهدی یعنی:


هدایتگری مهربان در خلقت


مهدی یعنی:

 

ولی اللهی نمونه در هستی


مهدی یعنی عشق


یعنی عاشقی دلسوزبه بلندای ابدیت در آفرینش


مولای من


عشقم تقدیمم وجود مبارک


پیش از اینها...


باز هم بوی غم میاید


باز هم بوی دلتنگی میاید


تمام روزها به غمی بزرگ ختم میشوند


غم نبودنت


غم نیامدنت


دلهای آغشته به گتاه ما هوایت را کرده باز


این روزها آسمان هم از نبودنت میبارد


جمعه هم از نیامدن های پی در پی ات به تنگ آمده


مولایم برایت از عشق مینویسم


از عشق چشمانی که برای پیدا کردنت سرگردان هستند

 

که به کدام سو نگاه کنند و انتظارت را بکشند


مولای من ...


کی میرسد به گوش آن صوت زیبای یا اهل العالم..انا المهدی

 


ای عاشقان عیدتان مبارک


این دستهای ساده و خالی دخیلتان.مارا به رسم رفاقت دعا کنید

 

آه خدایا ...

[ چهارشنبه 21 خرداد1393 ] [ 7:49 بعد از ظهر ] [ آه خدایا ] [ ]
ای پناه بی پناهان

خدایا به نام خودت که بهترین سرآغازی


سلام خدا


باز آمدم سراغت با کوهی گناه و شرمندگی


تو به من نعمت دادی.تا حالا هرچی ازت خواستم 


بهم دادی ولی در قبالش من چیکار کردم برای تو؟


جزء اینکه گناه کردم در محضرت؟


جزء اینکه شرمندت شدم و به دشمنت شیطان 


خدمت کردم؟


چقد بهم فرصت دادی که برگردم؟


چقد گناهامو پوشوندی که آبروم نره؟


چقد خون دل خوردی از دستم که با اینکه میدانستم 


درست کدام است و غلط کدام باز غلط را انتخاب کردم.


چقد با نشانه ها و علایم مختلف راه حق رو بهم نشون دادی 


ولی من راه ذلالت رو انتخاب کردم؟


خدایا تو برای من خدایی کردی ولی آیا من بندگیتو کردم؟


تا حالا شد یکاری رو برای خودت انجام بدم؟


به خاطر خشنودی و رضای تو کاری رو انجام دادم؟


خدایا تو نعمت فراوان دادی مرا اما من بی معرفت گمت کردم.


در واقع خودم گم شدم تو چاه منم و خودخواهیم.


ولی خداجان ما رو سیاهان که جزء کسی رو نداریم.داریم؟


اگه در خانه تو نیاییم کجابریم؟کجارو داریم که بریم؟


خدایا رو سیاهم.شرمندم شرمنده


خدایا یه پیر زن داریم یه فروشنده بقال.


این پیرزن میره از این بقالی 1کیلو مثلا لپه میخره


تواین لپه کلی سنگ ریز و آت آشغال هم هست


فروشنده 1کیلو رو قاطی میفروشه به پیرزن


پیرزن میره خونه این لپه هارو پاک 


میکنه آشغالاشو جدا میکنه 


ولی دیگه اون آشغالارو برنمیگردونه به فروشنده.


خدایا تو اون پیرزن باش منم اون آشغالا.


خدایا منو برنگردون.برنگردون


ای پناه بی پناهان پناهم بده


آمین


[ پنجشنبه 30 آبان1392 ] [ 9:26 بعد از ظهر ] [ آه خدایا ] [ ]

 

 

 

برمیگردم

[ سه شنبه 30 فروردین1390 ] [ 9:55 قبل از ظهر ] [ آه خدایا ] [ ]
پروردگارا

 

پروردگارا

 

مرا بينشي عطا فرما تا تو را بشناسم

 

و دانش عطا فرما تا خود را بشناسم

 

مرا صحتي عطا فرما تا از كار لذت ببرم

 

و ثروتي عطا فرما تا محتاج نباشم

 

مرا نيرويي عطا فرما تا در نبرد زندگي فائق شوم

 

و همتي عطا فرما تا گناه نكنيم

 

مرا صبري عطا فرما تا سختي ها رو تحمل كنم

 

و طبعي عطا فرما كه با مردم بسازم

 

مرا بزرگواري عطا فرما كه با دشمنم مدارا كنم

 

و بينشي عطا فرما تا زيباييهاي جهان را ببينم

 

مرا عشقي عطا فرما تا تو و همه را دوست بدارم

 

و سعادتي عطا فرما تا خدمتگذار ديگران باشم

 

مرا ايماني عطا فرما تا اوامرت را اطاعت كنم

 

و اميدي عطا فرما تا از ترس و اضطراب بر كنار باشم

 

مرا عقلي عطا فرما تا از خود نگويم

 

و معنويتي عطا فرما تا زندگي معني داشته باشد

 

.................آه خدايا ................

 

سوال ؟

 

گروهي خدا را از روي ترس عبادت ميكنند كه اين عبادت بردگان است

 

گروهي خدا را به اميد بخشش پرستش ميكنند كه اين پرستش بازرگانان است

 

گروهي خدا را از روي سپاسگذاري ميپرستند كه اين پرستش آزادگان است

 

شما جزء كدامين هستين؟

 

[ سه شنبه 30 فروردین1390 ] [ 9:51 قبل از ظهر ] [ آه خدایا ] [ ]
پروردگارا
 

سلام دوستان

 

با تبريك سال نو و بهترين آرزوها براي شما دوستان عزيز

 

 اميد وارم سالي خوب تواًم با موفقيت و سلامتي روز

 

افزون را پيش رو داشته باشين

 

و اين نيايش رو انتخاب كردم چون ميدونم كه حرف دل همتون هستش

 

 پروردگارا

 

به من آرامش ده

                                                                                     

تا بپذيرم آنچه را كه نميتوانم تغيير دهم

 

دليري ده

 

تا تغيير دهم آن چه را كه ميتوانم تغيير دهم

 

بينش ده

 

تا تفاوت اين دو را بدانم

 

مرا فهم ده

 

تا متوقع نباشم ،دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار كنند

 

  

جبران خليل جبران

 

 

آه خدايا ااااااا......

 

 

 

[ پنجشنبه 5 فروردین1389 ] [ 10:36 بعد از ظهر ] [ آه خدایا ] [ ]
خداونداااا

خداوند روزى که آسمانها و زمین را آفرید،

 

 صد رحمت بیافرید که هر یک از آنها میان زمین و

 

 آسمان را پر مىکند و یکى را در زمین قرار

 

 

داد که بوسیله آن مادر به فرزند محبت مىکند و

 

 حیوانات وحشى و پرندگان به یکدیگر مأنوسند و نودونه

 

رحمت را نگه داشته و همین که

 

 روز قیامت شود این یک رحمت را نیز بر آن مىافزاید.

 

خدایا روزى کن مرا محبّت خودت و محبّت دوستدارانت

 

را و محبّت آنچه مرا به تو

 

 نزدیک مىکند و .محبّت خودت را نزد من از آب خنک محبوبتر گردان

 

اي ايزد يكتا راه نجاتم را من از تو مي خواهم؛

 

 راه نكو بودن ، در اين غريب آباد با آبرو بودن ،

 

در اين خراب آباد من از توسلامتی مي خواهم

 

. من از تو مي خواهم ، راهي نشانم ده تا بهترين باشم.

 

تا پاسخي زيبا ، بهر پدر باشم؛ لبخند زيبايي روي لب مادر.

 

 من بهترين باشم ، من

 

 برترين باشم.

 

اي خداي بزرگ ،

 

آنقدر به ما عظمت روح و تقوا عطا كن

 

كه همه وجود خود را با عشق و رغبت قرباني حق كنيم

 

 خدايا

 

آنچنان تار و پود وجود ما را به عشق خود عجين كن

 

كه در وجودت محو شويم

 

خدايا

 

ما را از گرداب خودخواهي و از گردباد هوا و هوس نجات ده

 

و به ما قدرت ايثار عطا كن

 

 

خدايا

 

در اين لحظات سخت امتحان ،

 

نور ايمان را بر قلب ما بتابان و ما را از لغزش نگاه دار

 

خدايا

 

ما را قدرت ده كه طاغوت خودپرستي را به زيرپا افكنيم

 

و حق و حقيقت را فداي منفعت هاي شخصي نكنيم

 

خداوندا 

 

 مرا انسانی بساز که ترا بشناسد و خودرا بشناسد.

 

 مرا چندان قوی گردان که به گاه ناتوانی از سستی خود آگاه گردم.

 

 چنان جسور و با شهامتم کن که بهنگام وحشت

 

 جرات مقابله بــا خويشتن را داشته باشم.

 

 مرا انسانی بساز که بهنگام شکست شرافتمندانه درخوداحساس کبر

 

 و غرورکنم و به گاه پيروزی فروتن ونجيب باشم.

 

 مرا انسانی بساز که از ناملايمات زندگی روی بر نتابم .

 

 به هنگامی که بايد سينه سپر کنم پشت بر نگردانم.

 

 مرا به جاده آسايش راهنمايی نکن بلکه

 

 به راهی سخت و دشوار مرا

 

 مورد آزمون خود قرار بده تا باناملايمات دست به مبارزه بزنم و

 

 سربلند بيرون آيم.

 

 مرا انسانی قرار بده که دلش روشن و صاف و هدف زندگيش

 

 عالی باشد .پيش از اينکه در انديشه فرمانروايی بر ديگران باشد

 

 بر خويشتن حکومت کنم

 

مرا انسانی بساز که خنديدن را بياموزد اما گريستن

 

 رانيزهرگز از خاطر نبرد.

 

  انسانی که گام درآينده بگذارد ولی گذشته

 

 را نيز هرگز فراموش نکند.

 

 واز همه مهمتر در مقابل چشمان جادويی و افسونگر

 

 هيچ کس تسليم نشودو

 

 مسحور نگردد.

 

خدايا من تاب تحمل ندارم مرا به حال خود وامگذار

 

اي مهربانترین مهربانان و ای بهترین تکیه گاه و پناه امید واران

 

[ یکشنبه 9 اسفند1388 ] [ 0:22 قبل از ظهر ] [ آه خدایا ] [ ]
تنها کسم خداست
 

     هركس مرا طلب كند ،مرا مي يابد .

 

هر كس مرا ياف ،مرا ميشناسد.و هر كس مرا شناخت مرا دوست

 

 

دارد و هر كس مرا دوست داشت،عاشق من ميشود

 

 و هر كس عاشق من شد،من عاشق او ميشوم

 

و هر كس من عاشقش بشوم،او را ميكشم و كسيكه او را بكشم ،

 

بر من ديه اش واجب و كسيكه ديه

 

 اش بر من واجب شد ،پس خودم خون بهاي او ميشوم

 

(حديث قدسي )

 

سلام خدا

 

بازم اين بنده نا سپاس اومد

 

اين بنده شرمگين اومد پيش خودت

 

چون كسي به غير از خودت نميتونه كاري براش بكنه

 

خدايا ميدونم ازم دلخوري

 

ميدونم همش ميگي كه كه اين بنده من همش موقع گرفتاري مياد پيش من

 

قبول دارم

 

قبول دارم كه اونجور كه بايد باشم نيستم

 

قبول دارم كه بندگيتو نكردم

 

قبول دارم كه.....

 

اما خدايا چيكار كنم

 

من كه به جز خودت كسي رو ندارم كه برم پيشش

 

خدايا ديگه حرفي برا گفتن ندارم

 

يعني نميتونم بگم

 

با چه رويي بگم

 

تو كه از همه چيم خبر داري پس همان كن كن كه خودت دوست ميداري

 

خدايا به من توفيق تلاش در هنگام شكست

 

صبر در نا اميدي

 

رفتن بي همراه

 

كار بي پاداش

 

و عظمت بي نام و ايمان بي ريا عطا كن

 

آه خدايا

 

 

[ جمعه 2 بهمن1388 ] [ 4:35 بعد از ظهر ] [ آه خدایا ] [ ]
خدایا

 

حمد و سپاس خدايي را كه شايسته ستايش است

 

اي خداي بزرگ ،

 

آنقدر به ما عظمت روح و تقوا عطا كن

 

.كه همه وجود خود را با عشق و رغبت قرباني حق كنيم

 

خدايا

آنچنان تار و پود وجود ما را به عشق خود عجين كن

 

.كه در وجودت محو شويم

 

خدايا

 

ما را از گرداب خودخواهي و از گردباد هوا و هوس نجات ده

 

.و به ما قدرت ايثار عطا كن

 

خدايا

 

در اين لحظات سخت امتحان ،

 

. نور ايمان را بر قلب ما بتابان و ما را از لغزش نگاه دار

 

خدايا

 

ما را قدرت ده كه طاغوت خودپرستي را به زيرپا افكنيم

 

و حق و حقيقت را فداي منفعت هاي شخصي نكنيم

 

آموختم که یک انسانم ، اشرف مخلوقات

 

مایه مباهات خداوند بر فرشتگانش.

 

چرا باید به بهترینمان بگویند مثل فرشته !

 

چرا به این فرشته هایی که بر خلقت بی مانند ما سجده

 

کرده اند حسرت می بریم و غبطه می خوریم

 

خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در کشمکشهای پوچ مدفون نشوم

 

خدایا من کوچکم ضعیفم ناچیزم پرکاهی در مقابل توفان ها هستم

 

به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و

 

عظمت و جلال تو را به راستی بفهمم و به درستی تدبیر کنم.

 

آه خدايااااااا...............................................

 

(سلام دوستان . ببخشيد كه اين پستم تكراري شد ولي به درخواست

 

چند تن از دوستان دوباره اين پست رو با مقداري

 

تغيير تو وب قرار دادم )

 

[ شنبه 9 آبان1388 ] [ 1:5 قبل از ظهر ] [ آه خدایا ] [ ]
خدایا....

خدایا...


چگونه سر بالا بگیرم و به درگاهت بیایم و بگویم :

الهی العفو ... که عفو و بخششت را می

طلبم اما باز هم جلوی نفسم را نمی گیرم ؟

چگونه شرمسارت نباشم در حالیکه هر چه جور و

جفا از من می بینی باز هم رشته ی مهر و

دوستی ات را نمی گسلی و رهایم نمی کنی؟

چگونه ادعای بندگی کنم در حالیکه خود می دانم

عبد تو نبودم و بنده ی نفس بودم؟

اما مهربان خالقم!

تنها چیزی که می توانم بگویم این است که با همه

ی شرمندگی هایم ادعا می کنم که بنده ی تو هستم


و تنها کلامی برایت بگویم که نکند عمر به سر آید و

این کلام را نگفته باشم

خدایا! ساده بگویم ... دوستت دارم

خدايا قلبم تشنه نور و عشق توست

هر روز به افكار و آرزوهايم بيا

به روياهايم، در خنده هايم و اشكهايم

 از سر رحمتت در فراموشي هايم پديدار شو

به عبادتم،به كار،زندگي و مرگم بيا

 خدايا .ياريم كن تا به اين مقام برسم كه

احساس كنم كه كسي از من غنيتر نيست

زيرا از عشق و شادي برخوردارم

ياريم كن تا به اين مقام برسم كه

فقط تو را داشته باشم و لطف و عشق تو مرا لبريز كند

به اين مقام برسم كه بگويم .

بيا فقر، بيا درد

 وقتي كه خدا شهريار قلب من است

 هيچ گزندي به من نميرسد

همه چيز ميگذرد

مانند رويا مي آيند و مي روند

من در شادي بي مرگي هستم و ترسي ندارم

زيرا كه او در من ساكن است

و سايه جاودانه او بر روح من حكمفرماست

و اینک دستم را بر آستانت بلند می کنم که

دستگیرم باشی

تو همانی که من می خواهم . پس مرا همان کن

که تو می خواهی

آه خدايا......

 

 

 

 

 

[ جمعه 17 مهر1388 ] [ 2:55 بعد از ظهر ] [ آه خدایا ] [ ]
آه خدايا......

سلام خدايا

خدايا اين ماه عزيز هم تموم شد

وقتي كه ميخواست شروع بشه خوشحال بودم چون فكر ميكردم

 ميتونم بهت نزديك بشم

ولي.......

خدايا اگه رو سياهم . رو سفيدم تو هستي

اگه بي پناهم . تنها پناهم تو هستي

خدايا همه از كثرت گناه شرمسارن ولي من از كثرت توبه هم خجالت ميكشم

هي توبه كردم و هي شكستم

خدايا تو آغوشتو بروم باز كردي و گفتي بيا ولي من به دنبال شيطان و

 هواي نفس رفتم

خدايا هر چي از طرف تو اومد عفو و رحمت بود ولي هر چي از طرف من

جز گناه و معصيت نيست

خدایا چنان نزدیكی كه نمی توانم ببینمت


صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید ،


اما من آن را نمی شنوم

.
مرا به اعماق درونم ببر


تا شكوه بی پرده جمال تو را بشنوم


مرا بیاموز که پیوسته تو را بجویم


و همواره به عنوان یگانه پناه گاهم به تو رو كنم


نه رنگی به رویم نه عطری به مویم، همه گرد گل بودم و خار چیدم

تو بیدار و من خفته در خواب غفلت،تو هشدار دادی و من آرمیدم

خدايا تو هميشه ناز مرا ميكشيدي . ولي من از جهل و ناداني قهر تو رو ميخرم

ولي خدايا .تو خدايي . تو رحماني . تو رحيمي . تو كريمي.

بيا بر گناهانم خط بكش .و مرا ببخش كه به آخر خط رسيده ام

يا پوشاننده ي گناهان بندگان

آه خدايا..........

[ پنجشنبه 2 مهر1388 ] [ 0:30 قبل از ظهر ] [ آه خدایا ] [ ]
خدایا
خدایا

مگذار، برای پناه از خطر دعا کنم .


بگذار، در مقابل خطر، بی ترس وبیم باشم !


مگذار، چاره های رنج را جستجو کنم .


بگذار، دلی تمنا کنم که بر رنج فائق بیابد !


مگذار، که در رزمگاه زندگی هم ڀیمان ها را به طلبم .


بگذار، بر نیروی خویش متکی باشم !


مگذار، که در اضطراب ترسناک ، نجات را آرزو کنم


بگذار، تمنای تحمل و حصول آزادی را داشته باشم !


مگذار، بزدل بوده برکت تو را فقط در کامروایی بدانم .


بگذار، احساس دست رحیمت را در نا کامی ها نیز درک

کنم ...

(با تشکر از دوست خوبم جناب آقای رضایی که این نیایش زیبا

رو در اختیار من گذاشتن و امیدوارم که خدا بگیرد از او هر آنچه که او

 رااز خدا میگیرد و عطا کند به او هر آنچه را که خود صلاح میداند )

 

[ جمعه 13 شهریور1388 ] [ 5:25 بعد از ظهر ] [ آه خدایا ] [ ]
آه خدايا


سلام خدا

بازم اين بنده ناسپاس اومد چون جز تو كسي نيست كه بتونم راحت باهاش حرف بزنم

خدا يا ديگه خيلي خسته شد م ......

خدايا خيلي داغونم ...

خدايا . اي خدايي كه كه به حرف همه گوش ميكني

اي خدايي كه بي منت اين همه لطف كردي به من

خدايا دوباره كاروان عمرم رسيد به اين ماه عزيز (رمضان)

خدايا :به ما توفيق درك بده تا بتونيم عظمت اين ماه رو درك كنيم

خدايا يازده ماه غيبت . يازده ماه غفلت . يازده ماه گناه

خدايا اگه سر به زيرم چون شرمنده ام .

خدايا خيلي بي كسم . كسم باش

خدايا خيلي بي پناهم . پناهم باش

خدايا از پرونده ام خبر داري . هر ورقش پر از جرم و گناه هستش

خدايا :يازده ماه دوري از تو ولي تو باز بر من منت گذاشتي

اي كسي كه حتي شيطان هم از رحمت و مغفرتش نا اميد نيست

ما را درياب كه شايد اين عمر به سال ديگري نرسد

آه خدايا.................................

[ جمعه 6 شهریور1388 ] [ 3:29 بعد از ظهر ] [ آه خدایا ] [ ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه