آه خدایا
خدایا چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم
حمد و سپاس خدايي را كه شايسته ستايش است
اي خداي بزرگ ،
آنقدر به ما عظمت روح و تقوا عطا كن
.كه همه وجود خود را با عشق و رغبت قرباني حق كنيم
خدايا
آنچنان تار و پود وجود ما را به عشق خود عجين كن
.كه در وجودت محو شويم
خدايا
ما را از گرداب خودخواهي و از گردباد هوا و هوس نجات ده
.و به ما قدرت ايثار عطا كن
خدايا
در اين لحظات سخت امتحان ،
. نور ايمان را بر قلب ما بتابان و ما را از لغزش نگاه دار
خدايا
ما را قدرت ده كه طاغوت خودپرستي را به زيرپا افكنيم
و حق و حقيقت را فداي منفعت هاي شخصي نكنيم آموختم که یک انسانم ، اشرف مخلوقات
مایه مباهات خداوند بر فرشتگانش.
چرا باید به بهترینمان بگویند مثل فرشته !
چرا به این فرشته هایی که بر خلقت بی مانند ما سجده
کرده اند حسرت می بریم و غبطه می خوریم
خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در کشمکشهای پوچ مدفون نشوم
خدایا من کوچکم ضعیفم ناچیزم پرکاهی در مقابل توفان ها هستم
به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و
عظمت و جلال تو را به راستی بفهمم و به درستی تدبیر کنم.
آه خدايااااااا...............................................
(سلام دوستان . ببخشيد كه اين پستم تكراري شد ولي به درخواست چند تن از دوستان دوباره اين پست رو با مقداري
تغيير تو وب قرار دادم ) خدایا... الهی العفو ... که عفو و بخششت را می طلبم اما باز هم جلوی نفسم را نمی گیرم ؟ چگونه شرمسارت نباشم در حالیکه هر چه جور و جفا از من می بینی باز هم رشته ی مهر و دوستی ات را نمی گسلی و رهایم نمی کنی؟ چگونه ادعای بندگی کنم در حالیکه خود می دانم عبد تو نبودم و بنده ی نفس بودم؟ اما مهربان خالقم! تنها چیزی که می توانم بگویم این است که با همه ی شرمندگی هایم ادعا می کنم که بنده ی تو هستم این کلام را نگفته باشم خدایا! ساده بگویم ... دوستت دارم خدايا قلبم تشنه نور و عشق توست هر روز به افكار و آرزوهايم بيا به روياهايم، در خنده هايم و اشكهايم از سر رحمتت در فراموشي هايم پديدار شو به عبادتم،به كار،زندگي و مرگم بيا خدايا .ياريم كن تا به اين مقام برسم كه احساس كنم كه كسي از من غنيتر نيست زيرا از عشق و شادي برخوردارم ياريم كن تا به اين مقام برسم كه فقط تو را داشته باشم و لطف و عشق تو مرا لبريز كند به اين مقام برسم كه بگويم . بيا فقر، بيا درد وقتي كه خدا شهريار قلب من است هيچ گزندي به من نميرسد همه چيز ميگذرد مانند رويا مي آيند و مي روند من در شادي بي مرگي هستم و ترسي ندارم زيرا كه او در من ساكن است و سايه جاودانه او بر روح من حكمفرماست و اینک دستم را بر آستانت بلند می کنم که دستگیرم باشی تو همانی که من می خواهم . پس مرا همان کن که تو می خواهی آه خدايا...... سلام خدايا
خدايا اين ماه عزيز هم تموم شد
وقتي كه ميخواست شروع بشه خوشحال بودم چون فكر ميكردم ميتونم بهت نزديك بشم
ولي.......
خدايا اگه رو سياهم . رو سفيدم تو هستي
اگه بي پناهم . تنها پناهم تو هستي
خدايا همه از كثرت گناه شرمسارن ولي من از كثرت توبه هم خجالت ميكشم
هي توبه كردم و هي شكستم
خدايا تو آغوشتو بروم باز كردي و گفتي بيا ولي من به دنبال شيطان و هواي نفس رفتم
خدايا هر چي از طرف تو اومد عفو و رحمت بود ولي هر چي از طرف من جز گناه و معصيت نيست
خدایا چنان نزدیكی كه نمی توانم ببینمت .
تو بیدار و من خفته در خواب غفلت،تو هشدار دادی و من آرمیدم
خدايا تو هميشه ناز مرا ميكشيدي . ولي من از جهل و ناداني قهر تو رو ميخرم
ولي خدايا .تو خدايي . تو رحماني . تو رحيمي . تو كريمي.
بيا بر گناهانم خط بكش .و مرا ببخش كه به آخر خط رسيده ام
يا پوشاننده ي گناهان بندگان
آه خدايا.......... کنم ... (با تشکر از دوست خوبم جناب آقای رضایی که این نیایش زیبا رو در اختیار من گذاشتن و امیدوارم که خدا بگیرد از او هر آنچه که او بازم اين بنده ناسپاس اومد چون جز تو كسي نيست كه بتونم راحت باهاش حرف بزنم خدا يا ديگه خيلي خسته شد م ...... خدايا خيلي داغونم ... خدايا . اي خدايي كه كه به حرف همه گوش ميكني اي خدايي كه بي منت اين همه لطف كردي به من خدايا دوباره كاروان عمرم رسيد به اين ماه عزيز (رمضان) خدايا :به ما توفيق درك بده تا بتونيم عظمت اين ماه رو درك كنيم خدايا يازده ماه غيبت . يازده ماه غفلت . يازده ماه گناه خدايا اگه سر به زيرم چون شرمنده ام . خدايا خيلي بي كسم . كسم باش خدايا خيلي بي پناهم . پناهم باش خدايا از پرونده ام خبر داري . هر ورقش پر از جرم و گناه هستش خدايا :يازده ماه دوري از تو ولي تو باز بر من منت گذاشتي اي كسي كه حتي شيطان هم از رحمت و مغفرتش نا اميد نيست ما را درياب كه شايد اين عمر به سال ديگري نرسد آه خدايا................................. خدايا :مي دانم كه اسلام پيامبر تو با *نه* آغاز شد و تشيع تو نيز با *نه* آغاز شد (نه اي كه علي درشوراي عمر درپاسخ عبدالرحمن گفت). مرا اي فرستنده ي محمد و اي دوستدار علي به *اسلام آري*و به* تشيع آري* كافر گردان . خدايا مسئوليتهاي شيعه بودن را كه علي وار بودن و علي وار زيستن و علي وار مردن است و علي وار پرستيدن و علي وار انديشيدن و علي وار جهاد كردن و علي وار كار كردن و علي وار سخن گفتن و علي وار سكوت كردن است تا آنجاكه در توان اين بنده ناتوان علي است همواره مرا يادم آر. به خلاف شرع راي ميدهد و با خائن بيعت ميكند پايين مي آورند ! تسبيح گوي ولايت جورند و رجز خوان كه :نعمت ولايت علي داريم خدايا :*اخلاص**اخلاص**اخلاص* خدايا:در روح من اختلاف در انسانيت را با اختلاف در فكر و اختلاف در رابطه با هم نياميز . آنچنان كه نتوانم اين سه اقنام جدا از هم را باز شناسم خدايا:مرا به خاطر حسد كينه و غرور عمله ي آماتور ظلمه مگردان خدايا:خود خواهي را چنان در من بكش يا چندان بركش تا خود خواهي ديگران را احساس نكنم و ار آن در رنج نباشم خدايا:مرا در ايمان *اطاعت مطلق* بخش تا در جهان عصيان مطلق باشم خدايا:مرا به ابتذال آرامش و خوشبختي مكشان اضطرابهاي بزرگ .غمهاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا كن خدايا:انديشه و احساس مرا در سطحي پايين مياور كه زرنگي هاي حقير و پستي هاي نكبت بار و پليد شبه آدمكهاي اندك را متوجه شوم خدايا:آتش مقدس شك را چنان در من بيفروز تا همه يقين هايي را كه در من نقش كرده اند بسوزد و آنگاه از پس توده اين خاكستر،لبخند مهر آور بر لبهاي صبح يقيني شسته از غبار طلوع كند ادامه دارد................. دكتر علي شريعتي بار خدايا تو را سپاس بر سلامتي بدنم كه پيش ازاين در آن به سر مي بردم و تو را سپاس بر بيماري كه اينك در بدنم پديد آورده اي پس نميدانم،اي خداي من ، كداميك از اين دو حالت (تندرستي و بيماري) به سپاسگذاري تو شايسته تر و كداميك از اين دوهنگام براي ستايش تو سزاوارتر است؟ آيا هنگام تندرستي كه در آن روزيهاي پاكيزه ات را به من گوارا ساخته، و براي درخواست خشنودي و احسانت شادماني بخشيده و با آن بر طاعت خويش توفيقم داده توانايم كرده بودي؟ يا هنگام بيماري كه مرا با آن (از گناهان)رهانيدي و هنگام نعمتها(دردهايي)كه آنها را به من ارمغان دادي، تا گناهاني كه پشت مرا سنگين كرده سبك نمايد، و از بديهايي كه در آن فرو رفته ام پاكم سازد، بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ،و آنچه برايم پسنديده اي محبوب من گردان و آنچه كه بر من فرود آورده اي برايم آسان فرما ، و مرا از چركي كردارهاي پيش از اينم پاك كن و اعمال بد پيش از اينم را نابود ساز و شيريني تندرستي را برايم پديد آور،و گوارايي سلامتي را بمن بچشان ، و بيرون شدن از بيماريم را به عفو و بخششت و بازگشت از در افتادنم را بگذشتت و رهائي از اندوهم را برحمتت و تندرستي (و خلاصي)مرا از اين سختي (و گرفتاري )را بگشايشت قرار ده زيرا توئي كه بي استحقاق ،احسان ميكني و نعمت بزرگ ميبخشي ، و توئي بسيار بخشنده ستوده شده و توئي داراي عظمت و بزرگي (دوستان به خواست يكي از دوستان كه گفته بود در نوشته بعدي از همه خواهش كن كه براي سلامتي همه بيماران دعا كنند اين دعا رو انتخاب كردم و خواهش ميكنم كه هر چند كوتاه براي بيماران دعا كنيم اين تنها كاري هستش كه از دستمون بر مياد(دوست من ( تقي )را هم كه از ناحيه ي نخاع آسيب ديده رو هم فراموش نكنيد)) ای خدائی که مالک حاجتهای فقیران و دانا به اسرار خاموشانی . هر سوالی را همان لحظه می شنوی و پاسخش را آماده داری. ای خدا وعده های تو همه صادق و نعمتت فراوان و رحمتت وسیع است . کسیکه که بر غیر تو وارد شود محروم است و آنکه بر غیر تو رو کند زیانکار است و هر که به در گاه غیر تو رود محتاج گشته و هر که از غیر فضل و کرم تو در خواست کرد بی برگ و نوا گردید . در گاه لطف تو بروی مشتاقان باز و خیر و احسانت برای طالبان مبذ ول است و فضل و کرمت برای سائلان مباح و عطایت برای امیدواران مهیا و رزقت برای اهل معصیت هم گسترده است و حلمت بر هر که رو به تو آورد متوجه است و عادتت احسان به بد کاران است و طریقه ات مدارا با سرکشان است ای خدا پس از تو درخواست میکنم که بر محمد و آل او درود فرستی و حوائج مارا در دنیا و آخرت بر آوری . ای خدا ما را به راه هدایت رهبری فرما و کوشش جهد کنندگان به طاعتت ما را نصیب گردان و از غافلان دور از رحمتت مگردان و از گناهانمان روز جزا در گذر که البته تو بر هر چیز توانائی . ای صاحب جلال و بزرگواری ای صاحب نعمتها و جود ای صاحب عطا و کرم به کرمت محاسنم را بر آتش دوزخ حرام گردان آمین
چگونه سر بالا بگیرم و به درگاهت بیایم و بگویم :
و تنها کلامی برایت بگویم که نکند عمر به سر آید و
اما من آن را نمی شنوم
مگذار، برای پناه از خطر دعا کنم .
بگذار، در مقابل خطر، بی ترس وبیم باشم !
مگذار، چاره های رنج را جستجو کنم .
بگذار، دلی تمنا کنم که بر رنج فائق بیابد !
مگذار، که در رزمگاه زندگی هم ڀیمان ها را به طلبم .
بگذار، بر نیروی خویش متکی باشم !
مگذار، که در اضطراب ترسناک ، نجات را آرزو کنم
بگذار، تمنای تحمل و حصول آزادی را داشته باشم !
مگذار، بزدل بوده برکت تو را فقط در کامروایی بدانم .
بگذار، احساس دست رحیمت را در نا کامی ها نیز درک ![]()
![]()
سلام خدا
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |


